خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 11

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

تصوف نقشبندى سنتى و معتدل و ميانه‌روست . پيروى از سنت و حفظ آداب شريعت و دورى از بدعت اساس اين طريقت است . در آن نه خلوت است و نه عزلت و نه ذكر جهر و نه سماع و . . . آنچه در تعاليم نقشبندى بيش از همه تكرار شده است ، يكى اتباع سنت است و حفظ شريعت ، و ديگر توجه به حق است و نفى خواطر . مكتب نقشبندى چله‌نشينى و خلوت‌گزينى و پرسه و سير و تكدى را با شعار « خلوت در انجمن ، سفر در وطن » طرد كرد . صوفى نقشبندى بايد به ظاهر با خلق باشد و به باطن با حق ، با مردم درآميزد ، و از بيكارگى و ياوگى بپرهيزد . سخن عبد الخالق غجدوانى است كه « در خلوت را دربند و در صحبت را گشاى » « 1 » . و از خواجهء نقشبند پرسيدند : « در طريقهء شما ذكر جهر و خلوت و سماع مىباشد ؟ فرمودند كه نمىباشد . پس گفتند كه بناى طريقت شما بر چيست ؟ فرمودند : خلوت در انجمن ، به ظاهر با خلق هستند و به باطن با حق » « 2 » . و نيز همو گفته است كه « طريقهء ما صحبت است و در خلوت شهرت است ، و در شهرت آفت . خيريت در جمعيت است ، و جمعيت در صحبت ؛ به شرط نفى بودن در يكديگر » « 3 » . همين آسانى و سادگى و اعتدال سلوك نقشبندى يكى از علل رواج آن شد . آن‌چنان‌كه اين طريقه از ايالت چينى هانسو تا قازان و قفقاز و قسطنطنيه و از هند و سند تا مصر و شام و از بلخ و بخارا تا بصره و بغداد و از توران تا ايران - در همهء بلاد اسلامى - انتشار يافت . و در يك دو قرن يكى از بزرگترين و پرنفوذترين طرايق صوفيه بود . ميانه‌روى نقشبنديان و التزام آنان به شريعت ، نيز سبب شد كه بسيارى از عالمان دين بدين طريقه بگرايند و به حلقهء نقشبنديان درآيند . و فاصله‌يى در ميان طريقت و شريعت نبينند . آن‌چنان‌كه كسى چون ابن حجر هيتمى ( 909 - 974 ) در حق اين طريقه گفته است : « الطريقة العلية السالمة من كدورات جهلة الصوفية هى الطريقة النقشبندية » « 4 » .

--> ( 1 ) - رشحات / 144 . قدسيه / 54 . ( 2 ) - نفحات الانس جامى ( تهران 1336 ) / 386 . ( 3 ) - ايضا / 387 . ( 4 ) - الحديقة الندية فى آداب الطريقة النقشبندية : محمد بن سليمان البغدادى ( مصر 1313 ق ) / 13 .